شماره کودکان 2- در نیمه راه! – بهبودی به عنوان بخشی از رژیم غذایی جامع


اولین آپدیت بارداری برای وبلاگ! می دانم این اواخر اینجا فوق العاده ساکت بود. من هنوز در دفتر خاطرات خود می نویسم / برخی از به روز رسانی ها را تایپ می کنم زیرا واقعاً به نوشتن اضطراب کمک می کند ، اما من تقریباً در این پلت فرم غایب هستم.

راستش را بخواهید ، اخیراً از نظر محتوای وبلاگ احساس تأخیر می کنم- ما یک دسته غذا در خانه می پزیم (یا نه همه ما!) ، اما اغلب اوقات وقتی غذا می خوریم ، من احساس نمی کنم الهام گرفته ام / دیر شده و نمی کنم از غذای من عکس بگیر سپس جهان همه چیز درباره COVID است ، بیداری (ضروری) برای بسیاری از ما با جنبش Black Lives Matter ، سیاست و غیره که اغلب احساس نمی کنم چیز مفیدی برای افزودن دارم. من خیلی چیزها یاد می گیرم ، می خوانم و گوش می دهم ، اما من واقعاً احساس نمی کنم که باید همه اینها را به اشتراک بگذارم ، زیرا من هنوز در حال یادگیری هستم.

در هر صورت ، به کودک بازگردید! من نمی توانم باور کنم که ما در نیمه راه رفتیم (من 23 هفته دارم) و اگرچه در ابتدا هر هفته فقط دراز کشیده بودم ، اما اکنون که احساس می کنم کودک بیشتر حرکت می کند و برخوردهای بسیار دلگرم کننده ای داشته ام ، هفته ها بسیار در حال حرکت است سریعتر

بازگشت در 18 هفته- یکی از موارد مورد علاقه من وقتی بچه از آووکادو بزرگ می شود!

چه فرقی با دفعه قبل دارد

این بارداری از جهات مختلف واقعا متفاوت از گذشته است. علائم من در ابتدا کمی متفاوت بود (برخی قوی تر ، برخی کمتر) ، بنابراین من در واقع به این واقعیت متمایل بودم که ما یک پسر داریم- اما دوباره- این یک دختر است! من در خواب دیدم که این دختر حدود 8 هفته دارد ، بنابراین من باید یاد بگیرم که به شهود خود در مقایسه با سرم اعتماد کنم!

من لزوماً در سه ماهه اول تهوع نداشتم. علاوه بر این ، هیچ چیز جذاب به نظر نمی رسید. در پایان من فقط مقدار زیادی کربوهیدرات مصرف کردم ، بنابراین شیرینی های خمیر ترش به کارم آمد. من نمی خواستم با سبزیجات یا سالاد کاری داشته باشم ، بنابراین سبزیجات را در اسموتی ها مانند گل کلم و اسفناج پنهان کردم تا آنها را تمیز کنم. من نیز احساس خستگی بسیار زیادی کردم ، اما در حال تعقیب کوچولو هستم ، بنابراین کاملاً غیر منتظره نیست. گاهی اوقات دلم برای زمان هایی تنگ می شود که می توانم بعد از کار فقط روی مبل دراز بکشم!

خدا را شکر برای شیرینی های بدون گلوتن

بارداری در دوران همه گیری شگفت انگیز است. باید بگویم که از اینکه این دومین بارداری من است سپاسگزارم (اگرچه من واقعاً معتقدم بچه دار شدن خوشبختی است و همه مادران ستاره راک باردار با اولین فرزندشان در حال حاضر باورنکردنی هستند!) ، اما من برای آنها ناراحتم کسانی که مجبورند دوش بچه ها را از دست بدهند ، هیچ نظری ندارند که زایمان چگونه خواهد بود ، باید برای خود یا نوزاد خود نگران COVID باشند یا نگران دیدار خانواده باشند. من همچنین به همه این موارد فکر می کنم ، اما در تصمیم گیری در اطراف آنها نیز احساس آرامش بیشتری می کنم زیرا این فرزند دوم من است و به غرایزم بیشتر اعتماد دارم.

ویزیت از پزشکان اندک بود و در بین آن ها در ابتدا به اضطراب من کمک نکرد. تقریباً 10 هفته منتظر اولین قرار ملاقات برای مطالعه داپلر بودیم و آنها نتوانستند ضربان قلب پیدا کنند. این بسیار ترسناک و استرس زا بود ، اما من بلافاصله موفق به انجام سونوگرافی شدم و با کودک همه چیز خوب بود. بعداً فهمیدم که این بار من جفت قدامی دارم (بنابراین جفت در جلو و بین نوزاد و شکم من است) بنابراین احساس کردم این حرکت بیشتر طول کشید و حرکت آن به همان اندازه ثابت نیست اگرچه امروز هر بار آن را احساس می کنم ، خوشبختانه

سونوگرافی 20 هفته

در سه ماهه اول بیشتر از آنچه انتظار داشتم نگران بودم. آخرین باری را به یاد می آورم که فکر می کردم در دوران بارداری بعدی اینقدر استرس نخواهم داشت ، اما برای من هنوز هم بسیار سخت بود. اما وقتی وارد سه ماهه دوم شدم ، احساس بهتری داشتم و اکنون بیشتر به سناریوهای تولد و غیره فکر می کنم ، اما بیشتر از اینکه عصبی شوم ، هیجان زده هستم! همچنین ، همانطور که در بالا گفتم ، من اکنون بیشتر به شهود خود اعتماد دارم و در تصمیماتی که برای دخترم / خانواده ام گرفته می شود بسیار مطمئن تر هستم. من دیگر نیازی به بررسی همه چیز مانند دیوانه و یا تأیید انتخاب خود احساس نمی کنم.

فعلا همین! من بسیار شکرگزارم که دوباره باردار هستم و هر روز برای یک نوزاد زیبا و سالم در ماه نوامبر دعا می کنم. من از همه کسانی که تبریک می گویند سپاسگزارم و قصد دارند در چند هفته آینده یک بروزرسانی دیگر انجام دهند!

دیدگاهتان را بنویسید